سخن نامه

از هر دری سخنی

سخن نامه

از هر دری سخنی

مرسی که هستی

داشتن یه دوستی که باهاش راحت باشی یک دنیا می ارزه٬ چون بعضی وقتا یه حرفایی هست که حتی به مامانتم! نمی تونی بگی و اگرم به کسی نگی سرنوشت بادکنک رو پیدا می کنی! به هر حال خیلی خوشحالم که چندتا از این دوستا کنارم هستن. 

حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند  

محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند 

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید 

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند. 

 

حافظ

نظرات 6 + ارسال نظر
nazcd سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 08:07 ب.ظ http://market.iranposti.com/

سلام دوست عزیز فروشگاه آنلاین ما با محصولات زیر در خدمت شماست

عینک 3 بعدی
بازی GTA 7
گردنبند ماه تولد شما
عطر ماه تولد پسران و دختران ایرونی
فیلم های سه بعدی + عینک رایگان
25 فیلم ترسناک 2010
فیلمهای اره 1 تا 6
سریال فرار از زندان دوبله فارسی
سریال جذاب ترمیناتور TERMINATOR
مقصد نهایی 4 سه بعدی + عینک سه بعدی رایگان
بهترین مستند های ایرانی
مستند واقعی از فقر و فحشا
18 فیلم ترسناک و پرطرفدار (دوبله)
مجموعه کاملی از مرگ های واقعی
آموزش بستن شال و روسری
آموزش های قبل و بعد از ازدواج

و..........

حتما بهم سر بزن

http://market.iranposti.com


سایه سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 08:17 ب.ظ

شهره جان فضای وبلاگت خیلی نازه!

تولد وبلاگت مبارک!

اتفاقی وبلاگتو دیدم اما امیدوارم در آینده نزدیک دوستای مجازی خوبی باشیم!

میثم سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 08:38 ب.ظ

آقا خداییش این همه شعر از کجا میاریییی

از تو کتابای شعر! من به شعر علاقه دارم. هر چند خیلی از این این شعرها(قریب به ۹۹٪) رو حفظ نیستم ولی جاهاشون رو بلم تقریبا.

فاطمه سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 09:58 ب.ظ

مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررک باشه! (آدمک بوق) ( آدمک دست)!
ببین همون موقع که اومدم خونه اومدم وبلاگتو دیدما! یعنی آدرسش یادم بود D: ولی وقت نشد نظر بدم...دیوونه تو که خیلی خوب مینویسی انقدر بد گفتی انتطار یه چیز دیگه رو داشتم کلا!
دوست دارم فکر کنم منطورت از دوستی که باهاش راحتی منم! D:
اسم این شاعرای مادرمرده رو بنویس پای شعراشون! :)

مررررررررررررررسسی!(آدمک ذوق)
مرسی که همون موقع نگاه کردی. تو هر وقت دلت خواست نظر بده اصلا وبلاگ متعلق به خودته عزیزم.
حالا سعی می کنم بازم بهتر بشه. البته که یکی از اونا تویی جیگر! نوشتم دیگه. ولی چشم از این به بعد همه رو می نویسم. هر نظر و پیشنهاده دیگه ایم داشتی بگو.(آدمک خنده)

یگانه پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 05:30 ب.ظ

با این موافقم که جور دیگر باید دید

یگانه پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 05:32 ب.ظ

اونوقتا که دکتر پایین خونه مامانم بود همش این شعر رو زمزمه می کرد منم از بالا می شنیدم نا خدا آگاه منم این شعر رو حفظ شدم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد