سخن نامه

از هر دری سخنی

سخن نامه

از هر دری سخنی

چه باید کرد!

یکی را دوست می دارم 

ولی او هرگز نمی داند 

نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم 

ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند. 

به برگ گل نوشتم من  

که او را دوست می دارم 

ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند. 

 

هایده٬ معین

نظرات 7 + ارسال نظر
یگانه چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 12:31 ق.ظ

عزیزم خوشحالم خیلی آهنگی رو گفتیم که هیچ وقت از یادم نمی ره چون دکتر منصور صالحیان رو یادم میندازه دوست دارم

چه سرعتی. کفم برید. چه خاطره ای داری از این آهنگ؟
مرسی که سر زدی.

یگانه چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 12:32 ق.ظ

موافقم

با چی؟نفهمیدم!

faryad چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 11:33 ق.ظ http://www.diare-khashm.mihanblog.com

برمیخزیم و به اعتصاب میپیوندیم درودبربازاریان شریفی که به جنبش آزادخواهانه ما پیوستند

امین چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 12:28 ب.ظ http://hashshash.blogspot.com

من کسی را دوست دارم او نمی داند ولی
می سرایم من برایش شعر های مخملی

شهره چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 12:44 ب.ظ

می سرایی ازبرایش شعرهای مخملی
از کجا باید بداند او که تو شاعری یا مخملی!

منصوره چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 01:15 ب.ظ

به به!!!!!!!!۱مبارکا باشه!
خیلییییی شعر میخونی شما!۴سال دیگه فک کنم از خودت کتاب شعرم بدی تو بازار!
ایشالا وبلاگت پر باشه از لحظه های قشنگ زندگیت.منظورم این نیس که بدا رو ننویسی!ایشال هیچ وقت بدنبینی!

سلام چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 03:16 ب.ظ

مرسی عزیزم. به پای تو نمی رسم ولی خب یه کارایی می کنم دیگه. نظرت راجع به این شعر چیه؟ چه راه حلی پیشنهاد می دی؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد