سخن نامه

از هر دری سخنی

سخن نامه

از هر دری سخنی

کوچولو

من خیلی خوشحالم که وبلاگ زدم و این خیلی خوبه که بچه ها میان و بهش سرمی زنن. مرسی!


 

خیلی حالم گرفته است. امروز وقتی اون پسره تو مترو داشت با بی حوصلگی تمام عروسک چسبونی که دستش بود رو معرفی می کرد٬ خواستم بغلش کنم و بگم آخه تو چه گناهی کردی!   

روزی گذشت پادشی از گذرگهی                فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خواست 

پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم             کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست 

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست      پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست 

نزدیک رفت پیرزن گوژپشت و گفت              این اشک دیده من وخون دل شماست 

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته اند        این گرگ سالهاست که با گله آشناست 

آن پارسا که ده خرد و ملک رهزن است        آن پادشاه که مال رعیت خورد گداست 

بر قطره سرشک یتیمان نظاره کن               تابنگری که روشنی گوهر از کجاست 

پروین به کجروان سخن از راستی چه سود   کو آنچنان کسی که نرجد ز حرف راست 

پروین اعتصامی

نظرات 7 + ارسال نظر
hossein یکشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:19 ب.ظ http://www.akslar.com

سلام . مطالب وبلاگتون بسیار جالب بود . خوشحال میشم از سایت من هم دیدن کنین . در ضمن اگه براتون مشکلی نیست خیلی خوشحال میشم من رو با نام "عکس" لینک کنین

Get VPN یکشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:22 ب.ظ http://www.getvpn.blogfa.com

سلام دوست من . وبلاگ فوق العاده ای داری . چند ثانیه بیشتر وقتت رو نمگیرم : از فیلتر بودن سایت های مختلف خسته شدی ؟ یوتیوب واست فیلتره ؟ فیس بوک واست باز نمیشه ؟ توی گوگل به عنوان یک کاربر تحریم شده شناخته میشی ؟ به شما استفاده از سرویس "وی پی ان" رو معرفی میکنم . برای دریافت اطلاعات بیشتر به وبلاگ من سر بزنید . موفق باشید

شهره یکشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:23 ب.ظ

شما تو وبلاگ دوستمم بودی. سر زدم. وبلاگتون قشنگه. پشت کارتون قابل تقدیر

فاطمه یکشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 11:01 ب.ظ

:)) وای...جای زهرا خالی بیاد به این حسین یه تیکه ای بندازه!
این جمله ی: من اوایل فکر میکردم...یعنی چی؟!
من عاشق پستاتم بدون اغراق...یعنی حتما حتما میخوانم و اگه نظر نمی دم دلیلی بر نخوندن نیس! به جان خودم اگه به فکر تعطیل کردنش بیوفتی هر چی دیدی از چشم خودت دیدی!
این پستتم عالی بود...این شعرو قبلا خونده بودم ولی الان درکش برام خیلی عمیق تر بود...

شهره یکشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 11:31 ب.ظ

آره واقعا بهش بگو بیاد. تیکه است! باشه حالا چرا می زنی؟! من مخلصتم. نه از این جهت که کسی کامنت نمی زاره!!! من که عقده کامنت ندارم!!!(دروغ رو حال کردی!) احساس کردم دارم مزخرف می نویسم. ولی بهتر اگه خوبه که هیچی. راستش آدم واقعا خالی می شه وقتی می نویسه.

منصوره دوشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 11:08 ق.ظ

کلا سعی کن زیاد بنویسی.حتی اگه فکر کردی چیزی هس که مثه خوره افتاده به جونت تو یه تیکه کاغذ بنویس!سبک میکنه بد!!!!!!!!
منم سر میزنم!تعطیل نکن بابا تو این تعطیل بازار!

شهره دوشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 12:45 ب.ظ

من نمی خوام تعطیل کنم. همین الان درستش می کنم! ما مخلصه همه حضرات هستیم دربست.
آره واقعا نوشتن آدم رو خیلی سبک می کنه. منو تا حالا چند بار از ترکیدن نجات داده.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد