سخن نامه

از هر دری سخنی

سخن نامه

از هر دری سخنی

توبه

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم    صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم 

باغ بهشت و سایه ی طوبی و قصر حور      با خاک کوی دوست برابر نمی کنم 

تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است      گفتم کنایتی و مکرر نمی کنم 

هرگز نمی شود ز سر خود خبر مرا            تا در میان میکده سر بر نمی کنم 

ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن    محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم 

این تقویم تمام که با شاهدان شهر           ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم 

حافظ جناب پیر مغان جای دولتست           من ترک خاک بوسی این در نمیکنم

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد