سخن نامه

از هر دری سخنی

سخن نامه

از هر دری سخنی

آب از سر گذشت!

اشتری با مورچه ای همراه شد. به آب رسیدند. مورچه٬ پای باز کشید. اشتر گفت که: چه شد؟ 

گفت: آب است! 

اشتر پای در نهاد. گفت: 

بیا سهل است. آب تا زانو است! 

مورچه گفت: 

... ترا تا به زانوست٬ مرا از سر گذشته است!!! 

خط  سوم(ناصرالدین صاحب زمانی)

نظرات 4 + ارسال نظر
شهره جمعه 22 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 01:46 ق.ظ

یگانه: چرا خودت یه وبلاگ نمب زنی! اینطوری هم راحتی و هم یه سر فصل جدیدی می شه برات. البته اگه بخوای می تونی به من بگی هر شعری رو که دلت می خواد تو بلاگ بنویسم برات. تو نظراتم که هر چی دوست داری می تونی بذاری.

تافا جمعه 22 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:39 ق.ظ http://www.taafaa.blogfa.com

یک روز نمک ریز به زخم تنم ای دوست
یک روز بنه مرهم افسوس به زخمم

سلام و درود

از شما دوست گرامی دعوت میکنم از خلوتکده ام با نام "فرصت ناب کبوتر شدن" حاوی اشعار حقیر دیدن فرمایید.

روزگاری پر از تغزل برایتان ارزومندم

یگانه جمعه 22 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 08:04 ب.ظ

تا حالا این کار و نکردم و نمی دونم هم که چه طوری این کارو بکنم اگه راهنمایی کنی ممنون می شم

شهره یکشنبه 24 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 01:14 ق.ظ

برو تو blogsky.com و بعد عضویت در سایت رو انتخاب کن. البته blogfa, blogspot و... هم هستن. ببین هر کدوم رو که دوست داری.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد