سخن نامه

از هر دری سخنی

سخن نامه

از هر دری سخنی

تو را من چشم در راهم

تو را من چشم در راهم  
شباهنگام، 
که می گیرند در شاخ تلاجن، سایه ها رنگ سیاهی 
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛ 
تو را من چشم در راهم  
شباهنگام،  
در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند؛ 
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام 
گرم یاد آوری یا نه 
من از یادت نمی کاهم؛ 
تو را من چشم در راهم ...
نیما یوشیج
نظرات 2 + ارسال نظر
فاطمه سه‌شنبه 13 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:20 ق.ظ

تو را من چشم در راهم...!

منصوره چهارشنبه 14 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 10:11 ق.ظ

این شعرو فقط با صدای شهرام ناظری تو ذهنم دارم...
تداعی یه صدای .....(صفتشو پیدا نکردم)!:)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد