سخن نامه

از هر دری سخنی

سخن نامه

از هر دری سخنی

گفته ها

یکی از دوستام می گه: 

عزیزا زندگانی کم نیرزد 

همه عالم به یک دم غم نیرزد 

غم وشادی در این دنیا نماند... 

زندگی کن عاشقانه تا بسازی با زمانه


 

یه عزیزی می گه: 

یک چند ز کودکی به استاد شدیم 

یک چند به استادی خود شاد شدیم 

پایان سخن شنو که ما را چه رسد 

از خاک بر آمدیم و در خاک شدیم


 

یه عزیزی گفته بود: 

خودم را در پس در تنها نهادم٬ و به درون رفتم 

اتاقی بی روزن  

تهی نگاهم را پر کرد. 

سایه ای در من فرود آمد  

و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد. 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد